مولانا پس از فوت همسر اولش، با کراخاتون که زمانی زوجه ی محمد شاه بوده است ازدواج می کند. هر دوی آن ها از ازدواج سابق خود دو فرزند دارند. کیمیا که دختر کراخاتون از ازدواج قبلی اوست، به پسر مولانا به نام علاءالدین دل می بندد اما سرنوشت این عشق با ورود شمس تبریزی به قونیه تغییر می یابد. شمس با دیدن کیمیا دلبسته ی او شده و او را از مولانا خواستگاری می کند. این اتفاق عجیب مورد مخالفت همه به غیر از مولاناست و کیمیا نهایتا به ازدواج تن می دهد اما این تازه شروع زندگی پرفراز و نشیب اوست که داستان گیرای این رمان پرفروش را رقم می زند.
دیدگاه خود را بنویسید